ایمانی: مسئولان از آقازاده‌های خطاکار خود فاصله بگیرند


ایمانی: مسئولان از آقازاده‌های خطاکار خود فاصله بگیرند

مسئولان دنبال خلاصی فرزندخطاکار خود نباشند|برخی اسم،رسمشان را پنهان می کنند

امید کرمانی‌ها: موضوع آقازاده‌بودن گرچه روزگاری تعبیری مثبت در جامعه بود اما هرچه گذشت آن معنا و تصویر قبلی خود را نزد افکارعمومی از دست داد و بیشتر حالت طعنه و کنایه پیدا کرد. تحلیلی که ناصر ایمانی در گفتگو با خبرآنلاین به آن اشاره کرد و دلایل و علل این اتفاق را برشمرد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است: بر مسئولان واجب است که با خطاهای ولو جزیی فرزندان خود نه صرفا به عنوان برگزاری یک جلسه خصوصی با او، بلکه با اعلام عمومی در جامعه برخورد کنند. اما نه تنها مسئولان این کار را نمی کنند بلکه گاهی هم که قرار بر برخورد با فرزند خطاکار آنها است، از فرزندشان دفاع می کنند. در چنین فضایی حق آن آقازاده‎هایی هم که براساس شایستگی و صلاحیت به جایی رسیدند نیز ضایع می شود.

مشروح این گفت و گو را در ادامه بخوانید.

****

اخیرا اخبار جسته گریخته‌ای درباره برخی آقازاده‎ها در فضای مجازی و رسانه‎ای عنوان شده است؛ به نظرتان چرا جامعه پذیرای شایعاتی درباره آقازاده‌ها است؟

چون واقعا فضای فرهنگی‎مان خوب نیست، نه فقط موضوع خانم زاده‎ها و آقازاده‌ها بلکه هر شایعه ای در فضای مجازی مطرح می شود بلافاصله دست به دست می چرخد. متأسفانه فضای مجازی خیلی به نفع اخلاق عمومی کار نمی کند و موجب پسرفت آن شده است. علت هم این است ما داریم از فضای مجازی بد استفاده می کنیم.

برخی معتقدند که آقازاده‌ها بعضا با اقداماتی به این باورپذیری شایعات درباره خودشان نزد مردم دامن می‌زنند؟

بله، این را نمی توان نفی کرد. بحث خانم زاده ها و آقازاده ها قدمتش به ۱۰ سال پیش بر می گردد. چون رفتار و رویه درستی بین خانم زاده و آقازاده ها نبود و مسئولانی هم که فرزندانشان متهم بودند، رفتار درستی نداشتند. بنابراین فرزندان مسئولان به خاطر سوءاستفاده از موقعیت پدرشان و مسئولان به خاطر عدم فاصله گرفتن از خطاهای فرزندانشان، هر دو در این زمینه مقصر هستند.

البته جدا از بحث خانم زاده ها و آقازاده ها، فضای اخلاقی مناسبی هم در جامعه وجود ندارد و فضای مجازی هم این فرایند را تشدید کرده است. یعنی شایعات به دور از ضوابط اخلاقی به سرعت توزیع می شوند و باورپذیری‎اشان هم سریع شده است. در واقع چون باورپذیری شایعات سریع است، سریع هم توزیع می شوند. باید ببنیم چرا باورپذیری برخی شایعات اعم آقازاده ها و خانم زاده ها یا حتی درباره دیگران مانند برخی هنرمندان و ورزشکاران در جامعه زیاد است که به سرعت توزیع می شوند. گویی هر کس خودش را مسئول می داند که این شایعات را سریع توزیع کند!

تحلیل شما از نگاه جامعه به موضوع آقازادگی چیست؟ وقتی آقازاده ها مسئولیتی می گیرند، افکار عمومی آن را بر اساس شایستگی‎های وی می‎داند یا سوء استفاده از رانت پدری؟
لفظ آقازادگی با نوعی طعنه و تعریض همراه است، یعنی بار منفی دارد نه بار مثبت. وقتی به کسی آقازاده یا خانم زاده می گویند یعنی به نوعی گناه کار و مجرم است! زمانی بود که این کلمه بار مثبت داشت، مثلا می گفتند آقازاده فلان روحانی، یعنی به عنوان یک کلمه ای با بار مثبت به کار می رفت؛ اما به تدریج این کلمه درباره فرزندان مسئولان باربار منفی به کار گرفته شد.

چرا بار منفی به خود گرفت؟
ریشه اصلی موضوع به این بر می گردد که فارغ از بحث آقازادگی، اساسا بسیاری یا تعدادی از مسئولیت هایی که در کشورهای ما به افراد داده می شود، براساس یک روال منطقی شایسته سالاری نبوده است. عموما یا بخش قابل توجهی از اعطای مسئولیت ها براساس روابط دوستانه، هم حزبی و هم جناحی بودن حاصل شده است. چون شایسته سالاری در جامعه کمرنگ است. بنابراین هر آقازاده یا فرزند هر مسئولی هم که مسئولیتی بگیرد، ولو اینکه براساس شایسته سالاری انتخاب شده باشد، از سوی افکار عمومی مردود است و باور نمی‏‎شود.

شما می گویید آقازاده ها رفتار درستی نداشتند و پدران شان هم سعی کردند که خطاهای آنها را بپوشانند. ممکن است این مسئله به پاشنه آشیلی برای مسئولان کشور بدل شود؟

بله، طبیعی است. ۱۵ سال پیش به برخی مسئولان گفته شد که «از فرزند خودتان فاصله بگیرید» اما بعضی این کار را نکردند. این باعث شد که آرام آرام فضا در جامعه به سمتی برود که بعضی امتیاز فرزندزادگی یعنی همان ژن خوب پیدا کنند و این باور جا بیفتد! من قصور اصلی را متوجه خود مسئولان می دانم که باید از این فضا فاصله می گرفتند. اخیرا دیدم بخشی از مسئولان به صراحت آمدند اعلام کردند رفتار فلان فرزندم ربطی به من ندارد و آن کارها را تأیید نمی کنم. این موضوع باید یک فرهنگ عمومی در میان مسئولان شود که اگر می بینند فرزندشان رفتار نامناسبی دارد، از او فاصله بگیرند. ولو اینکه آنها باعث رشد و بالا آمدن فرزندشان در مسئولیت های کشوری نباشند.

اگر فرزندان برخی مسئولان کار خطایی می کنند خود مسئولان باید به صراحت اعلام کنند و اگر با آن فرزند یا نزدیکان خاطی‌شان برخوردی می شود، چه برخورد قضایی و قانونی و چه حتی برخورد مطبوعاتی، اینها نباید دفاع یا حتی سکوت کنند. اگر سکوت کردن درباره آحاد جامعه جایز باشد، درباره مسئولان یک خطاست! مسئولان نباید در برابر خطاهای فرزندان خود سکوت کنند، در برخورد با این خطاها حتی باید پیش قدم شوند و جلو بیفتند تا این فرهنگ آرام آرام از بین برود و اگر فرزند مسئولی براساس شایستگی مسئولیتی گرفت از حقش محروم نشود، یعنی دیگر تلقی عمومی این طور نباشد که همه فرزندان مسئولان نالایق هستند! مثلا آقای سورنا ستاری معاون علمی رئیس جمهور فرد سالم و صالحی برای مسئولیتش است و براساس انتساب به پدر شهیدش مسئولیت نگرفته بلکه شایستگی خودش بوده که در چنین جایگاهی است. این مصادیق باید ترویج شود و در مقابلش باید با آقازاده های خطاکار هم برخورد شود، این برخورد نیز اول باید از سوی پدران باشد.

متأسفانه  برخورد با آقازاده‌های خطاکار به موقع صورت نمی گیرد، بلکه دفاع هم بعضا می شود. وقتی پرونده ای درباره پسر یکی از مسئولان مطرح است، طبق روال قانونی باید رسیدگی شود. اینکه مسئولان از عملکرد فرزندان خطاکارشان دفاع کرده و حتی دنبال این بیفتند که آنها را خلاص کنند، روال اصلا صحیحی نیست؛ چون این ذهنیت را در افکار عمومی تقویت می‎کند که آقازاده‎ها در کشور بدون شایستگی مسئولیت می گیرند. 

چرا آقازاده ها می کوشند نسب خودشان را نزد افکارعمومی پنهان کنند؟

چون واقعا احساس می‌کنند به خاطر انتساب به پدرشان، مورد هجمه قرار می گیرند. حال آنکه برخی هجمه‎ها ناصحیح است. گاهی اوقات شایعات ناصحیح است، چون فرد با شایستگی مسئولیت گرفته است. مگر فرزندان مسئولان در کشور حق حیات ندارند؟ آنها هم می توانند طبق روال عادی تلاش کنند و شاید مسئولیتی هم بگیرند.

برخی فرزندان مسئولان مجبورند اسم، رسم و انتساب خودش را پنهان کنند تا بتوانند راحت تر در فضای عمومی جامعه تنفس کنند وگرنه طرف برای همیشه محکوم است که فرزند فلان مسئول است! اگر هم هر تجربه و علمی داشته باشد، فدای آن می شود که فرزند فلان مسئول است. این اتفاق هم درست نیست چون اجحاف در حق فرزندان مسئولان محسوب می شود.

راه حل این است که در مرحله اول اگر فرزند مسئولی به کاری گمارده شد، دقت زیادی شود که براساس شایسته سالاری منصوب شده باشد و اگر کوچکترین خطایی داشت، پدران پیش قدم شوند تا خطای مذکور را اعلام و با آن مقابله کنند. بر مسئولان واجب است که با خطاهای ولو جزیی فرزندان خود نه صرفا به عنوان برگزاری یک جلسه خصوصی با او، بلکه با اعلام عمومی در جامعه برخورد کنند یعنی به مردم بگویند فرزند من این کار را کرده است و با آن موفق نیستم و خطاست. متأسفانه بعضا شاهدیم که نه تنها مسئولان این کار را نمی کنند، بلکه گاهی هم که قرار است با فرزند خطاکار آنها برخوردی صورت بگیرد، از فرزندشان دفاع می کنند. طبیعی است که به تدریج این ذهنیت در جامعه شکل می گیرد که اینها در مقام دفاع هستند. در چنین فضایی حق آن آقازاده هایی که براساس شایستگی و صلاحیت به جایی رسیدند نیز ضایع می شود.

۲۷۲۱۴