حاجی‌بابایی: نقاط ضعف جمنا در شکست اصولگرایان تأثیر داشت


حاجی‌بابایی: نقاط ضعف جمنا در شکست اصولگرایان تأثیر داشت

انتخابات درونی جمنا مهندسی‌شده نبود | فراکسیون امید هم گلایه‌هایی از مستقلین دارد

فائزه عباسی: چند ماهی به برگزاری دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده بود که  به یک باره  “جبهه مردمی نیروهای انقلاب”اعلام موجودیت کرد تا بتواند چتر وحدت بر سر اصولگرایان بگیرد و برخلاف انتخابات ۹۲ و ۹۴ این بار پیروزی را برای جریان راست به ارمغان بیاورد اما نتیجه انتخابات آنی نشد که تصور می کردند و شکست دیگری برای این جناح رقم خورد.

همین امر موجب شد تا خیل انتقادات متوجه عملکرد جمنا شود . هرچند این روزها حمیدرضا حاجی بابایی که ریاست فراکسیون ولایی مجلس را به عهده دارد به خاطر بیانیه جدایی طلبانه این فراکسیون از فراکسیون مستقلین محور توجهات قرار گرفته است اما از آنجایی که از پرچمداران تاسیس جمنا است در گفت و گو با خبرآنلاین به این انتقادات پاسخ می دهد.

او می گوید جمنا نقاط ضعفی داشت که این نقاط ضعف در شکست تاثیر گذار بود.

در ادامه می توانید مشروح  این گفتگو که با بحث بر سر جدایی فراکسیون ولایی از مستقلین آغاز شد را بخوانید؛

فراکسیون ولایی طی بیانیه‌ای  از فراکسیون مستقلین جدا شد این جدایی برای چه بود چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتید جدا شوید؟

اتفاق خاصی نیفتاده است. فراکسیون ولایت از دو فراکسیون ولایی و مستقلین ولایی شکل گرفته بود که در برخی موارد مواضعی همراه نداشتند اما تصور افکار عمومی این بود که این فراکسیون یک فراکسیون منسجم اصولگرا است و بر همین اساس هر بار که تصمیمی برخلاف نظر اصولگرایان در مجلس تصویب می شد متعاقب آن این سوال مطرح می شد که چطور با وجود فراکسیون اکثریت این موضوع رای نیاورد یا خلاف آن رای آورد. بر این اساس بود که دوستان ما در فراکسیون به این نتیجه رسیدند که می توانیم با فراکسیون مستقلین همکاری و تعاملاتی داشته باشیم همانطور که در برخی موارد می توانیم با فراکسیون امید هم همکاری و تعاملاتی داشته باشیم اما لازم است به صورت مستقل عمل کنیم به عبارت دیگر هرجا لازم باشد دو فراکسیون یا هر سه با یکدیگر وارد تعامل می شوند اما در این شرایط استقلال هر سه فراکسیون حفظ می شود .

پس فراکسیون ولایی بر سر بازی دوگانه فراکسیون مستقلین تصمیم گرفت جدا شود؟

هر فراکسیونی دیدگاه خودش را دارد و هر کسی می تواند اظهار نظر کند. من حرفم این است،یک فراکسیون بر اساس دیدگاه های مشترک اعضای آن تشکیل می شود و نگاه از بیرون به این فراکسیون بر اساس آن دیدگاه مشترک است برای مثال امروز دیدگاه فراکسیون امید مشخص است و به تبع آن رای انها نیز مشخص است این درحالی است که فراکسیون ولایت با ۱۷۰ عضو دیدگاه های متفاوتی داشت و هر بار مواضع متفاوتی در صحن اتخاذ می کرد و این موضوعی است که توجیه پذیر نیست.

جامعه از ما توقع داشت بر اساس یک فراکسیون ۱۷۰ نفری عمل کنیم در حالی که ما یک جمعیت ۱۲۰ نفری هستیم لذا با این استقلال توقعات را هم در حد یک فراکسیون ۱۲۰ نفره ایجاد خواهیم کرد لذا بر اساس عملکرد همین ۱۲۰ نفر به جامعه پاسخگو هستیم و می توانیم بگوییم چرا به یک طرح رای ندادیم یا چرا تلاش کردیم یک طرح تصویب شود. برای مثال امروز ما کمیته ای تعیین کرده ایم برای تعامل با دولت و مستقلا در این زمینه وارد می شویم این دیگر تصمیم ماست که کجا با دولت وارد تعامل شویم و کجا نقد کنیم.

اینکه در یک فراکسیون بخواهند دیگران تصمیم بگیرند و هزینه اش به گردن ما بیفتد عقلانی نیست من می خواهم به مردم بگویم به این دلیل ما جدا شدیم تا پاسخگوی اعمال خود باشیم.

یعنی پیش از این پاسخگوی اعمال خود نبودید؟

 نه  ما در فراکسیون ولایت پاسخگوی عملکرد خود نبودیم چون تصمیمات در فراکسیون ولایت به صورت جمعی گرفته می شد که گاهی راضی بودیم و گاهی هم راضی نبودیم.

یعنی اینکه  برخی افراد گاهی اینطرف می چرخند و گاهی آن طرف اساس جدایی شد؟

بالاخره گلایه هایی وجود دارد و این همان نظری است که این روزها در میان اعضای فراکسیون امید هم مشاهده می شود و آنها هم تصمیم گرفتند که تصمیم گیری هایشان شفاف شود.

آقای حاجی بابایی! بعد از انتخابات از سوی اصولگراها بحثی با عنوان “آتش بس” مطرح شد برخی عنوان می کردند این ایده تغییر یافته همان ایده اصلاح طلبان مبنی بر “آشتی ملی” و ” گفت و گوی ملی ” است هر از گاهی این مباحث عنوان می شود چقدر ظرفیت آن وجود دارد تا احزاب به دور یک میز بنشینند و به یک وفاق برسند؟

این وفاق باید معنا پیدا کند اینکه بنشینیم دور یک میز و بعد از چند ساعت بلند شویم و بگوییم وفاق کردیم این نه پایدار است و نه قابل قبول و نه شدنی؛ اینکه بتوانیم یک حرکت عمومی و یک حرکت ملی یا پیمان ملی و تعهد ملی ایجاد کنیم لازمه آن این است که همه با این حرکت خود را تطبیق بدهند. وقتی این تطبیق صورت بگیرد دیگر نیاز به گفتن هم نیست و خود به خود وفاق ایجاد می شود. اما ما همواره حواشی از دو طرف می بینیم که این حاشیه ها با این حرکت های ملی سازگار نیست مثلا اگر کسی از خط قرمز نظام عبور کرد نمی تواند بگوید ما در گفتمان ملی باید شرکت کنیم و از سوی دیگر ما شاهد برخوردهای چکشی و هتاکی ها هستیم که با آن موافق نیستم. من به معنای واقعی به اعتدال فکر می کنم و هرگز معتقد نیستم که اسم کسی را ببریم و از او هتک حیثیت کنیم و بعد بگوییم آتش بس است یا آتش بس نیست  لذا با این ثقل از گفتمان ها خویشاوندی ندارم.  من بر مواضع و اصول محکم هستم اما در نوع تعاملم با دیگران بسیار باز رفتار می کنم و افراد را سیاه و سفید نمی بینم باید همه با هم زیست کنیم؛ انقلاب برای همه ماست و همه وظیفه داریم از این مملکت و از این خاک دفاع کنیم. عموم نیروهای ما در جناح های مختلف دلسوز نظام هستند که این دلسوزی را باید به منصه ظهور برسانند که اگر قدم ها برداشته شود دیگر نیازی به گفتن و نوشتن و مصاحبه کردن نیست. اینکه بخواهیم یکدیگر را در عمل انجام شده قرار دهیم بیشتر سیاسی کاری است و تا واقعیت فاصله دارد.

چقدر لازم است ما برای رسیدن به چنین جایگاهی احزاب خود را تقویت کنیم ؟

این نکته بسیار مهمی است. کشور باید حزب داشته باشد آن هم احزاب شناسنامه دار و تا زمانی که این ها را نداشته باشیم با مشکلات جدی مواجه هستیم؛ شما یک حزب پیدا کنید که به صورت شفاف و روشن مواضع اقتصادی،فرهنگی و سیاسی  و اجتماعی اش مشخص باشد؛ احزاب ما وقتی به فرهنگ و اقتصاد می رسند موضوع را پیچ می دهند برای مثال هیچ حزبی نمی گوید من حامی سرمایه دار هستم و همه می خواهند حامی کارگر باشند اما در عمل رفتار دیگری در پیش می گیرد به این نمی توان گفت حزب؛ حزب باید خود را به صورت کامل معرفی کند و گاهی ۲۰ سال شکست بخورد اما در سال ۲۱ پیروز شود اما اینکه موج سواری کنیم و هر دولتی بیاید حزب خود را تشکیل دهد و بعد از یک دوره منحل شود و یا احزاب دچار برخورد سلیقه ای شوند و نهایتا برخی با دو نفر عضو تشکیل حزب دهند نمی توان انتظار داشت سیستم حزبی در کشور پا بگیرد. من نمی گویم حزب ریشه دار نداریم داریم اما آنها نیاز جامعه را برطرف نمی کند. حزب خوب است اما در شرایطی که بر طبق اصول آن شکل بگیرد و مردم آن را بالا بیاورند.

چقدر ما به این سمت حرکت می کنیم

من خیلی امیدوار نیستم که موفق عمل می کنیم اما هرچه جلوتر می رویم بهتر نمی شویم و روند ما از بیست سال گذشته بهتر نبوده است.

علکرد جمنا را در انتخابات چطور دیدید؟ بعد از انتخابات انتقادات جدی به او از سوی طیف اصولگرا مطرح شد ؟

جمنا حرکتی بود که شکل گرفت و هم نقاط قوت داشت و هم نقاط ضعف که باید نقاط ضعف را برطرف کرد؛ ارزیابی و مرتفع کردن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت یک قاعده اصلی است که جمنا هم از آن مستثنی نیست.

نقاط ضعف چه بود؟ برخی از منتقدین می گویند انتخابات درون جمنا شفاف نبود؟

در مجموع عملکرد مثبت زیادی داشت؛ من منکر نقاط ضعف نیستم که در بخش های مختلف هم بود و این ضعف ها در شکست هم تاثیر داشت اما لازم است حرکت ها را به گونه ای پیش ببرود که ضعف ها را پوشش دهد و البته نقاط قوت را هم افزایش دهد.

گفته می شود انتخابات جمنا مهندسی شده بود آیا این را می پذیرید؟

نه نمی توان به آن معنا گفت مهندسی شده بود. بلاخره هر گروه و حزبی که تشکیل می شود سیاست هایی را برای خود تعریف می کند و در چارچوب آن سیاست ها حرکت می کند در این راستا آنها به یکسری استدل  می رسند و بر اساس آن فعالیت های خود را برنامه ریزی می کند حال ممکن است این استدلال ها اشتباه باشد بنابراین نمی توان گفت انتخابات مهندسی شده بود من این را قبول ندارم.

آیا معتقد هستید گفتمان اصولگرایی باید اصلاح شود؟

من به اصلاح در همه گفتمان ها اعتقاد دارم.

اما همه گفتمان ها در انتخابات شکست نخوردند.

من اگر نقدی به جریان اصولگرایی دارم از همین جا است یعنی نقد من به گفتمانی است که با مردم داریم من به محدودگرایی معتقد نیستم و وقتی وارد جمنا شدم در همه صحبت هایم بر داشتن تفکری گسترده تاکید داشتم و معتقدم برای خشکاندن مشکلات جامعه باید فراجناحی عمل کرد. من نگاه های تنگ و محدود را قبول ندارم و معتقدم اگر می خواهیم جامعه پیشرفت کند  یا حتی اگر احزاب و جبهه های سیاسی هم می خواهند موفق باشند باید مردم را پذیرا باشد و یک نگاه عمومی داشته باشد.

یعنی معتقدید نگاه اصولگرایان تنگ نظرانه بوده است؟

ببیند نگاه اصولگرایان اشکال داشت و در سیاست های اصولگرایی در این انتخابات و انتخابات گذشته این اشکالات مشاهده شده است یعنی ما باید خوب فکر کنیم، گسترده نگاه کنیم و مطابق با میل مردم و وضعیت جامعه انتخاب کنیم، ظرفیت های جامعه و شرایط زمان را در نظر بگیریم اگر همه این موارد در کنار هم قرار بگیرد تبدیل می شود موفقیت و در غیر این صورت می شود عدم موفقیت که ما در این زمینه ضعف هایی داشتیم که این نقاط ضعف عدم موفقیت ما را رقم زد؛ اگر به گونه ای عمل می کردیم که همه این موارد در کنار هم قرار می گرفت موفقیت‌مان قطعی بود.

۲۹۲۱۶